سارا و ثنا جانسارا و ثنا جان، تا این لحظه: 14 سال و 5 ماه و 11 روز سن داره
محمدسبحان جانمحمدسبحان جان، تا این لحظه: 10 سال و 8 ماه و 22 روز سن داره

♥دوقلوهای من سارا وثنا♥و داداش کوچولوشون محمدسبحان

واکسن 18 ماهگی

1392/9/7 3:44
نویسنده : مامان مهدیه
2,063 بازدید
اشتراک گذاری

سارا و ثنا جونم عزیزای دلم بالاخره امروز ٦/٠٨/٩٢ کابوس  واکسن ١٨ ماهگیتون تموم شد البته با ٢٠ روز تاخیر دلیلشم سرماخوردگی شدیدتون بود طبق معمول آنا جون زحمت کشیدن و از تبریز تشریف آوردن خونمون که مامان و بابا تنها نباشن دست گلش درد نکنه .

خدا رو شکر تب نکردید ولی بمیرم براتون که نمیتونستید پاتونو تکون بدین ولی شکر تا اخر شب یه مقدار بهتر شدین...

اینجا آماده شده بودین که بریم برا واکسن زدن

 

 

اینم یه روز که میخواستیم بریم خونه ی دایی رسول

به سارا گفتم بخند ببین چیکار میکنه...

 

 

اینم ثنا خوشگلم

 

یه روز نشسته بودیم دیدیم سارا رفته از تو آشپزخونه روغن زیتونو آورده بابایی سریع از دستت گرفت کلی هم نصیحت کرد که از این کارا نکن خطرناکه و ... ولی متاسفانه هنوز شیطنت نمیزاره که متوجه این خطرات بشین

اینجا بابایی داره به سارا میگه دخترم این کار عیبه خطرداره...

سارا داره به حرفای بابایی کامل گوش میده

 یه نگاه کاملا مبتکرانه به ظرف روغن

نتیجه حرفای بابایی...

بیدی بیدی...قهقهه

 

و اما ثنا...

 

عشق من ثنا داره به چی فکر میکنه...

کار هر روزتون اینه که میرید بابای میز و میپرید پایین من وبابایی از ترس اینکه خدای نکرده پاتون پیچ بخوره و یا اتفاق بدی نیفته همش ترس داریم و از کنار میز تکون نمیخوریم

هر دو آماده ی پرش

گاهی هم همدیگرو هل میدیننگران

اینجاتا دیدم ثنا داره سارا روگاز میگیره سریع داد زدم

در عوض سارام  محکم زد تو سر ثنا  یعنی اینایی رو که براتون تعریف کردم در روز دها بار شایدم بیشتر اتفاق میفته نکنید دیگه مامانی خیلی خسته شده...

ثنا خانوم تشنه که داره به خاطر نوشیدنی گریه میکنه اونم چه گریه ایی

 

 

این همون ثناست که داشت با اون وضعیت گریه میکردسوال

 

 

پسندها (2)

نظرات (12)

مامان لنا
7 آذر 92 8:29
خیلی نازن خدا حفظشون کنه. مامانی خسته نباشی،به خدا من آرزوم بود بچه دو قلو داشتم. درسته اوایلش واقعا سخته ولی بعد ها از خیلی جهات راحتی... موفق باشی گلم. متشکرمگلم انشاا...
مامان تارا و باربد
9 آذر 92 9:37
عزیزم این خوشگلای بامزه رو نازی ..... واکسن 18 ماهگی یخورده با بقیه واکسنا فرق داره ایشاا که کاملا خوب شدن برای دعوا هم خودتو خسته نکن مامانی ازین صحنه ها زیاد می بینی ببوسشون به جای من ممنون گلم با همه چیزاشون کنار میام جز دعواهاشون برام دعا کن عزیزم
ژاله مامان آیدا
11 آذر 92 14:28
مامان جون لطفا از وبلاگ کادونمدي ديدن کنيد: http://kadonamadi.blogfa.com کادوهاي نمدي : آويز و ريسه اسم کودک ، گیفت ، عروسک انگشتي ، آويز اتاق کودک ، ... چشم عزیزم
maman mazyiar
13 آذر 92 9:23
ماشاله به اين فرشته هاي خوشكل كه ديگه خانم شدنه. من عاشق تيپ اين مانكن هام ممنون گلم شما لطف دارین
زهره مامان بارسین
13 آذر 92 12:54
هزار ماشا... خدا این دو تا دسته گل رو براتون حفظ کنه به ما هم سر بزنید خوشحال می شیم جز دوستاتون باشیم فدات شم گلم دوستی با شما باعث افتخاره
شرر
13 آذر 92 13:31
خوش بحالت با اين دوقلوي خوشگلت ممنون گلم شما لطف دارین
رهگذر
15 آذر 92 14:01
سلام من 17سالمه وعاشق بازی کردن بابچه هام اتفاقی باوبلاگتون اشنا شدم واگه اجازه بدید میخوام از همین جابه ساراخوشگله وثنا خوشگله بگم خیلی دوستتون دارم کاش خونه ی ماهم مثل خونه ی شماهمیشه شلوغ بود.
مامان مهدیه
پاسخ
عزیزم به وب ما خوش اومدی ممنونم
samane
10 بهمن 92 21:55
چه دوقلو های با نمکی دارین خدا براتون نگهشون اره...
مامان آرتا (گل پسر)
9 اردیبهشت 93 9:19
جاننننننم عزیزم. چقدر شیرینن این نانازی ها. خدا حفظشون کنه.
مامان رها
15 اردیبهشت 93 15:15
من عاشق این دوقلو های شما شدم چه نازن
مامان مهدیه
پاسخ
شما لطف دارین
خاله صبا
15 اردیبهشت 93 22:16
چجوری ثنا و سارا و تشخیص میدید آخه ؟! هر دوشون جیگرن !!!!!!! واااای ، آدم لذت میبره از دیدن عکساشون
مامان مهدیه
پاسخ
مرسی عزیزم آره خیلی سخت میشه تشخیصشون داد
مامان آرمیتا
13 خرداد 93 14:25
لذت بردم عالی بود مخصوصا عکس دعوا